![]() |
![]() |
|
| گروه معارف موسسه سرلشكر شهيد حاج احمد كاظمي |
|
کاش می فهمیدیم کجای کار این دنیا هستیم... کاش میشد فهمید تقدیر چیست؟ آیا تمام بدبختی های زندگی ما تقدیر ماست؟ یا تقصیر ماست؟ اگر تقدیر است چه کسی آنرا مقدر کرده؟ عجیبه حتی نمیدانیم چرا زنده ایم؟ چرا باید زندگی کنیم؟ کدام زندگی؟ همان که هر لحظه اش انسان را صدها قدم از فطرت خود دور میسازد؟ براستی فطرت چیست؟ زندگی چیست؟ آیا فطرتی مانده که بیدار باشد؟ اگر هست پس این همه فساد و جنگ دستاورد چیست؟ آیا ذات انسان حکم به فساد فی الارض میدهد؟ و در میان این هیاهوی انسانها تکلیف ما که به شهدا تکیه زده ایم چیست؟ مگر نه این است که هر انسانی تکلیفی دارد؟ مگر شهید بابایی نگفته: برای هر روز کاری است.پس اگر روزی به بیکاری گذشت بدان کاری بوده و تو انجام نداده ای؟ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1391/02/28ساعت 15:17 توسط کربلایی |
|
|
می خواهم به ناکجا آباد بروم دربه در دنبال انسانیت بگردم التماسش کنم....:برگرد حتی اگر جان مرا طلب کند دریغ ندارم رفتم ....رسیدم...پیدایش کردم روبه رویش زانو زدم نگاهم کرد....از نگاهش جان گرفتم برخواستم و او فقط نگاهم کرد گفتمش:برگرد....مرگ زمین نزدیک است! مرا کشاند و به دنبال خود برد... ای وای.... نه...دیگر نمی خواهم ببینم....دیگر نمی خواهم بمانم. شیطان سجده کرده.... زمین دیگر نیازی به شیطان ندارد... صدای اذان می آید... خوشحالم.... خواب خوبی بود... انگار ظهور نزدیک است..... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1391/02/25ساعت 16:4 توسط کربلایی |
|
|
پوستت تاول زده
چشمهایت مانده باز توی ماهی تابه ای روی آتش های گاز یک وری افتاده ای توی حوضی از فلز روی روغن های داغ می کنی جز و ولز هر چه پولک داشتی دانه دانه کارد کند من خجالت می کشم چشم هایت را ببند تو برای شام ما روی آتش سوختی این همه ایثار را از کجا آموختی؟ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1391/02/20ساعت 22:55 توسط کربلایی |
|
|
سلام همسنگر:
شرمنده از وقفه ی چند روزم امان از دست این امتحانات مستمر که غذا خوردن رو هم از یاد آدم می بره مخصوصا که جناب فرمانده شرط موندن توی موسسه رو معدل آخر سال اعلام کرده که به اهمیت این قضیه می افزاید..حالا اگه کم کاری بوده شما ببخشید سعی میکنیم دیگه اینطوری نشه.
در ضمن اگه پشنهاد یا انتقادی داشتید خوشحال میشم که به اطلاعم برسونید تا در روند کار وب ازشون استفاده کنم تا انشاالله شاهد موفقیت روزافزون این وب و تمامی وب های موسسه باشیم...
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1391/02/15ساعت 11:31 توسط کربلایی |
|
|
من به پدرم یه قول مردونه دادم...
مشرق: سلام آقاجون! من چهارسالمه. من شما رو خیلی دوست دارم. خیلی خوشحالم که امشب اومدی خونمون. فقط نمی دونم، چرا بابا مصطفام هنوز نیومده...
با ذکر صلوات به ادامه مطلب بروید. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1391/02/09ساعت 16:17 توسط کربلایی |
|
|
بسیج و ما ادراک ما بسیج؟ آقای دشمن ، خانم فتنه! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1391/01/31ساعت 16:13 توسط کربلایی |
|
|
|||||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1391/01/28ساعت 19:57 توسط کربلایی |
|
|||||
|
نمی دانم از کجا بگویم،از سستی خودمان در کار یا از خواب زمستانی این جماعت، نمی دانم تیغ سخنان ما بران نیست یا گوش های اینان حرف حق را نمی شنود،شاید هم قلوبشان از سنگ شده، شداه اند مصداق عینی این بیت:{آینه ات دانی چرا غماز نیست/زانکه زنگار از رخش ممتاز نیست}دلهاشان زنگار گرفته و توانایی دریافت و انعکاس نور را ندارد. اینان که باید آیینه ی تمام نمای خداوند باشند،شده اند آیینه ی دق،و تا علی را به حکمیت نکشانند و مهر خوارج را بر پیشانی های خود نکوبند دست بر دار نیستند. و در آخر به دور از چراغ هدایت سر بر سجده می گذارند.به راستی چه جنگ تمام عیاری ساخته اند برایمان،باید با عزیزانمان مقابله کنیم و کاش می فهمیدند انسان عاقل را با سجده ی بی فکر کاری نیست. {شک نکن بعد ولی روح ولا خواهد سوخت/کودکی در کبد کرببلا خواهد سوخت} |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1391/01/14ساعت 20:5 توسط کربلایی |
|
|
سلام به شما همسنگران عزیز:
۱.برنامه ی اقامه ی نماز مغرب و عشا هر روز بدون استثنا در مکان موسسه برگزار میگردد همراه با یک گعده ی رفاقتی با حضور یک روحانی و از شما دعوت می شود که در این برنامه حضور به هم برسانید..باشد که قدمی کوچک در جهت شادی امام عصر برداریم. ۲.گروه معارف از میان برادران واجدالشرایط عضو می پذیزد..افرادی که مایل به همکاری با ما هستند میتوانند در موسسه به برادر مقصودی و یا به آدرس الکترونیکیkhatesaf021@yahoo.com مراجعه کرده و اعلام آمادگی کنند.. "یاحق" |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1391/01/02ساعت 11:56 توسط کربلایی |
|
|
ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده ایم از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم رهرو منزل عشقیم و ز سر حد عدم تا به اقلیم وجود این همه راه آمده ایم هیات این ماه را با تلاوت آیاتی چند از سوره ی مبارک قصص آغاز کردیم. سپس در خدمت استاد گرانقدر جناب آقای رضایی بودیم.ایشان در خلال صحبت هایشان فرمودند:بسیار مراقب نمازهایتان باشید چرا که اولین قدم عبد بودن است...سپس فرمودند:حال که در طلیعه ی بهار 91 هستیم باید چند نکته را که از احادیث و روایات استخراج شده به عرضتان برسانم.. سپس فرمودند:آداب و رسومی که امروزه ما ایرانی ها آنها را انجام می دهیم کاملا درست نبوده و حتی چیدن سفره ی هفت سین هیچ پایه و اساس روایی و دینی ندارد. و متذکر شدند:مراقب باشید چه میکنید که خدایی نکرده آب به آسیاب دشمن نریزید و اگر شما غفلت کنید دشمن همواره هشیار تر از قبل در صحنه خواهد بود..سپس فرمودند که:چه خوب است حال که پیامک فرستادن این همه رایج شده این حدیث پیامبر را که می فرمایند:{هنگامی که بهار را می بینید ،پس بسیار یاد قیامت باشید} را به گوش دیگران برسانیم و کمیت این کار هم اصلا مهم نیست. و بعد از آن هم دل نوشته ی آقای رضوی و تلاوت زیارت آل یاسین و اقامه ی نماز مغرب و عشا و سپس گعده ای رفاقتی داشتیم با حضور حاج آقا عادل نیا... "اذا رایتما الربیع،فاکثروا ذکرا النشور" |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1390/12/27ساعت 21:0 توسط کربلایی |
|
|
خیابان ها را که بنگری پر است از موجوداتی به نام {انسان}.زنانی که چه راحت خود را اسباب سرگرمی نگاه نامردان کرده اند و چقدر به دور از انسانیت خود را جست و جو می کنند.انگار زهرا و زینب را نمی شناسند، و مردانی از تبار خاموشی که غیرتشان در خواب زمستانی فرو رفته و همچنان دور از گرمای خون حسین روزگار می گذرانند.. چه بازی زیبایی، دوسر باخت است. مردها انگار نام علی را نشیده اند و انگار نام عباس به گوششان نخورده.پیاده رو ها باریک اند و ازدحام جمعیت زیاد و چه صحنه ی نمایشی ساخته اند این انسان نماها..{نمایش ارزش فروشی}..و نمی بینند نخ هایی که از دست ها و پاها و سرهاشان آویزان است.و براستی کارگردان این نمایش کیست؟،دخترکان نازهایشان را به خیابان آورده اند و پسرکان نیازهایشان را و اینان چقدر از حسین دورند و چه ساده علی را گم کرده اند.و در این میان تکلیف ما چیست؟ همسنگران:شما آوینی ها و کاظمی های زمان هستید .پس پیرو خط ولایت و در سایه ی رهنمود های رهبری یاعلی گفته و فکری کنید تا حسین را از شما نگرفته اند. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1390/12/21ساعت 9:49 توسط کربلایی |
|
|
"بصیرت می خواهد این راه" اسم حق می وزد از سمت صفات تو حسین نور کم جلوه ترین جلوه ی ذات تو حسین رفتی کربلا و برگشتی،چه کردی؟...چه آوردی؟..رفتی که بگویی:حسین جان اگز 72 یار داشتی امروز 72 ملت در سوگت می سوزند،،،رفتی که بگویی: مولا جان در صحرای محشر شفاعت کنید مرا،،،رفتی که بگویی:کربلایی شده ام،حال اول اسمت مینویسند "کربلایی" و تو چه میدانی کربلا کجاست"کل ارض کربلا" یعنی تو حالا در کربلایی و حسین زمانت منتظر لبیک تو تویی که حال لفظ کربلایی را یدک می کشی چه کردی در این کربلا،،قیامت چه می گویی پاسخ شهدا را...ندایی فریاد برآورده"هل من ناصر ینصرنی" داره میگه:"این عمار" و تو سرت را میان دستهایت گرفتی و میگریی بر مظلومیت حسین و چه میدانی حسین زمانت چقدر تنهاست،تو اگر در کربلا بودی چه می کردی؟..شاید گریه بر مظلومیت علی.... "خودت را از قافله ی خوارج بیرون بکش و درویش گونه به دنبال حسین برو او را بیاب و دنبالش برو تا به خودت برسی...
"و به راستی او چه زیبا مولایش را یافت و به سوی او شتافت... |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1390/12/13ساعت 18:47 توسط کربلایی |
|
|
همه ی کیف و صفای سفر کربلا یه طرف،عذاب رفتن به مدرسه بعد از سفر هم یک طرف دیگر...البته ما و همسنگرامون که یه چهار ،پنج روزی به خودمون مرخصی دادیم اما برخی از عاملان نفوذی گروه معارف خبر دادند که چند تایی از افسرای جبهه ی جنگ نرم که اون روی خرخونیشون گل کرده بود 2ساعت بعد از رسیدن به نجف آباد بزرگ حاضری خودشون رو توی مدرسه اعلام کردند..گرچه،، چه توقعی از بیگانه ها هست وقتی هم گروهی های خودمون هم همین عمل زشت رو مرتکب شدند {من از بیگانگان هرگز ننالم.....که هر چه کرد با من آشنا کرد} |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1390/11/29ساعت 17:4 توسط کربلایی |
|
|
برنامه با تلاوت آیاتی چند از کلام الله مجید توسط برادر پورغلامی آغاز شد. پس از آن در محضر حجت الاسلام نورمحمدی بودیم که به بیان صفات دوست خوب از منظر امام علی {ع} پرداختند که به اختصار به آنها اشاره میکنیم: 1.دوست خوب اهل اسراف نیست،اسیر شکمش نیست،کم حرف است،و تعلق به دنیا ندارد. بعد از آن بهره بردیم از بیانات آقای خلیلی که ایشان متذکر شدند: {برادران و خواهران بدانید که همه در یک سنگرید و هدف همه یکی می باشد اما برنامه ها باید به صورت مجزا انجام شوند،،تیز بین باشید که نخبه های فرهنگی بیشتر از دیگران در معرض خطر و تهاجم قرار دارند و انشاالله بعد از سفر کربلا می خواهیم کمر همت بسته و راه را با جدیت ادامه دهیم که مستلزم یاری همه ی شماست.شهید بابایی فرموده اند:هیچ وقتی برای بیکاری وجود ندارد پس اگر زمانی بیکار شدی بدان کاری بوده و تو انجام نداده ای.و بعد خاطر نشان کردند که مهم ترین هدف بچه های شهید کاظمی انصارالمهدی شدن است و کسی که پا به این عرصه میگذارد باید با قاطعیت و در خط ولایت ورهبری گام بردارد. و سپس گفتند:صاحب عصر نیازی به گریه کن ندارد بلکه رزمنده ی واقعی در سپاه آن حضرت باید بود که اگر به کار های پیش پا افتاده و عبادت های افراطی پرداختید از خوارجید درست همانهایی که خون علی و پسرانش را ریختند...با جدیت خواندن و نوشتن را دنبال کنید که تنها آثار مدون ماندنیست و خستگی ها را بگذارید با شهدا در کنید... {با عذرخواهی از شما به دلیل طولانی شدن متن}
"در پناه حق" |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1390/11/29ساعت 16:59 توسط کربلایی |
|
|
کربلا حرم حق است و در حرم حق فقط یاران امام زمان جای دارند پس بدان ای دوست خوبم از میان میلیون ها انسانی که شوق پرواز به سوی بارگاه ملکوتی امامین شریف عراق را دارند تو برگزیده شدی... اما ماندن در صف اصحاب عاشورا کاری است به مراتب دشوارتر {عشقبازی کار هر شیاد نیست....گاو نر میخواهد و مرد کهن}آری رفیق باید مرد کهن باشی دلت باید دریایی گردد و باید به عهدی که با مولایت بستی پایبند بمانی و چه زود است که در صحرای محشر حضرت زهرا دست شما را بگیرد و بگوید:این فنا در عشق حسین من است... و آن زمان است که خواهی دانست کجا رفته ای و چه کرده ای...پس قدر تمام تیک تاک های ساعت را بدان... {دست حق یاورتان} |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1390/11/25ساعت 10:49 توسط کربلایی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
حرفی نیست...
حرفی هم اگر هست برای نگفتن است.. حرف هایی که هرگز سر به ابتذال بیان شدن فرود نمی آورند. و بیان نمی شوند مگر آنکه مخاطب خویش را بیابند... |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1391 فروردین 1391 اسفند 1390 بهمن 1390 دی 1390 آذر 1390 آبان 1390 مهر 1390 شهریور 1390 مرداد 1390 تیر 1390 بهمن 1389 آذر 1389 آبان 1389 |
| پیوندها |
|
سایت گوگل سایت تبیان وبلاگ موسسه یه وبلاگ جالب و البته بومی وبلاگ نون والقلم وبلاگ گروه طنز موسسه فیلم سازان جوان یه وبلاگ کاملا علمی و البته بومی دو نگاه به هم نرسیده سرباز جنگ نرم |
|
RSS
|